این من
گاهی کارهایی ازم سرمیزنه که خودم میمونم حیرون که، اه!
یعنی من توان انجام اینکار رو هم داشتم؟
بعد دلم شور میافته که وای زمان داره زود میگذره و من
هنوز خودم را نمیشناسم.
در حالیکه اسیر رویاهای دیگرون هستم
چطور میتونم دنیا یا خدا را بشناسم یا
بفهمم وقتیکه خودم در دسترس ترین و دورترینم