۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

دوباره چراغ‌ها را پر نور کنيم


ُجرم ما همين بس که، به آرزوها وفادار نبوديم
زود خسته شديم و از همه دل کنديم

امروز چه‌طور بود؟
چراغ معبد جانت نوراني بود
يا فيتيله داشت و نفت، باور نداشت

بايد دوباره چراغ‌ها را پر نور کنيم
با آرزوهاي ، بسيار و اميد به فردا

شبت نوراني و ستاره بارون
سراسر رضايت
آرامش، امن

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...