۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

دوباره چراغ‌ها را پر نور کنيم


ُجرم ما همين بس که، به آرزوها وفادار نبوديم
زود خسته شديم و از همه دل کنديم

امروز چه‌طور بود؟
چراغ معبد جانت نوراني بود
يا فيتيله داشت و نفت، باور نداشت

بايد دوباره چراغ‌ها را پر نور کنيم
با آرزوهاي ، بسيار و اميد به فردا

شبت نوراني و ستاره بارون
سراسر رضايت
آرامش، امن

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...