۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

خورده رنج‌های زندگی



خدایی نکرده، نکنه فکر کنید از زبون رفته باشم
از خیر،  امید کنده باشم
و ایام،  از زیبایی افتاده باشند
خیر
اندکی تا قسمتی، بیمارم
بیماری هم که دست ابرو باد و مه و خورشید و فلک درد نکنه
ربطی به زیبایی و زشتی زندگی نداره
بالاخره باید پزشکان هم نانی بخور و نمیر دربیارند
بیمارستان‌ها کیسه‌ها را پر کنند
و ........ تا دنیا در بهترین شکل به تداومش ادامه بده
خلاصه که خوبم، 
زندگی زیباست و فقط یک برف و بارون حسابی می‌خواد
تا بشه گفت: توپ داغونم نمی‌کنه
خوب،  خوبم
فقط کافیه به زندگی نق نزنیم



خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...