۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

غروب پاییزی با فریدون فرهی



یادت هست؟
هم دوره‌های خودم منظورمه
یادت هست؟
چه حس خوبی داشت وقتی ترانه‌هاش رو در رادیوی خونه
که همین‌طوری 
از باب عادت خانم‌های خانه مدام روشن بود، پخش می‌کرد
هنوزم یه جورایی با شنیدنش حالی به حالی‌م می‌شه
گفتم شاید شماهم یه جوری‌تون شد
مالیات که نداره

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...