۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

غروب پاییزی با فریدون فرهی



یادت هست؟
هم دوره‌های خودم منظورمه
یادت هست؟
چه حس خوبی داشت وقتی ترانه‌هاش رو در رادیوی خونه
که همین‌طوری 
از باب عادت خانم‌های خانه مدام روشن بود، پخش می‌کرد
هنوزم یه جورایی با شنیدنش حالی به حالی‌م می‌شه
گفتم شاید شماهم یه جوری‌تون شد
مالیات که نداره

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...