۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

دلم ضعف رفت





دست خودم نیست. 
چه کنم که یهویی دلم برات تنگ می‌شه
حالا این‌که این دل برای شما تنگ و گشاد می‌شه
یا برای منی که پیش تواست، هنوز نمی‌دونم
دارم می‌آم پهلوی شما یا پیش خودمی که 
خیلی دوست دارم
اون حس خوب
صدای اذان می‌آد
صدای مرحوم موذن زاده است
دارن اذان می‌گن
وقت، وقت شماست
نوبه هم نوبه ی شماست

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...