۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۸, چهارشنبه

آستیگمات رو به آب مروارید







فکر کن
مطمئنم چشم دل و دنیام هم این‌قدر ضعیف شده که همه شوق و انگیزه‌ام را به همه چیز از دست دادم
کاش اینم می‌شد با مراجعه به طبیب و دواچش نسخه پیچی کرد و دوباره به زندگی برگشت
یکی از دوستان قدیمی دیروز سعی داشت به هر ترفنر ممکن
منوبرای دیدن فیلم از خونه بکشه بیرون
آخر مکالمه گفت:
این‌طوری پیش بری یکی یکی فیوض‌هات خاموش می‌شه
ان‌گار که همون لحظه سر خوردم به درونم و دیدم
تاریکی مطلق است
هیچ نوری نیست
همه را از دم به میمنت و مبارکی خاموش کردم
حالا چه‌طور باید نمره عینک دلم رو بفهمم؟







کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...