۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

در خواب بیند، پنبه دانه





یه جای بدی گیر کردم که تا وقتی از گیر افتادنت خبر نداری
می‌تونی تو خواب همین‌طور به راهت ادامه بدی
ولی از هنگامی که به راز بزرگ پی می‌بری 
که گیر کردی
دیگه نمی‌تونی طاقت بیاری
داخل تله بمونی
مال من تله‌ی انفجاری‌ست
حساس‌تر از مین
کافی‌ست فقط از دور لمس بشه
بلافاصله شروع به فعالیت می‌کنه
من، من
مال ، من
بچه‌ی من
خونه‌ی من
همون‌طور که عاشق بچه‌های دیگرون نیستیم
بچه‌ی من
همه عمرم بابت این‌که منه خوبی باشه
کولی دادم
 اشتباهاتم نه برای دیگران که
به‌خاطر خودم بود
با همه‌ی من‌هام شناسایی و را به راه شکار شدم
وقتی دوباره به خودم می‌اومدم
فهمیدیم که باز هم گول خوردم
ازمنم 
که زود خام می‌شه و به خواب خوش، بهترین من فرو می‌ره





یکی می‌مرد ز درد بی نوایی

    پیدا نیست چی در آب دیار کفر ریختن که بچه‌ها وقتی یک مدت می‌مانند چپ می‌کنند؟!   یعنی از وقتی رفت منتظر بودم شبانه روز در بار و این جور ج...