۱۳۹۳ فروردین ۲۳, شنبه

no comment

خب البته شک نکن که باغبانی هم کاره
مگه می‌شه از صبح تا شب بند بشم وسط کارگاه؟
نه
 دمی هم به خمره زدم
آخی یادش بخیر عصر جهالت،‌  چه دم‌ها که نزدیم به انواع خمره‌ها
حیاط ندارم، منم و یک ایوان سرتا سر خانه
با یک کولر بدقواره که از اول این‌جا نبود و چون آمد به فکر افتادم چه‌طور پنهانش کنم
در نتیجه ایوان خانه شد این بازشتی باید جنگید و زیبایی ها را به زندگی آورد
حتا شده در یک کف دست جا،
ژنم از یاد نمی‌بره که اجداد من زمانی  کشاورز بودند



به‌قول اجنبی‌ها
 no comment  
























خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...