۱۳۸۵ مهر ۲, یکشنبه

ختم نبوت


به خير و خوشي و سلامتي ديشب اين جناب جبرئيل بالاخره آب پاكي رو روي دستم ريخت و گفت :
به دليلي عدم مجوز چاپ كتاب شما
از وحي و هر گونه مهر نبوت معذوريم تا تائيد ارشاد
خوب شد وقتي حضرت رسول آمد اين بساط ارشاد پهن نبود 
وگرنه الان همه هنوز بت پرست بوديم .
منم دكان را تخته و تصميم گرفتم حال كه قرار نيست نبي بشم . زن باشم
اما زن ها .
يه چي ميگم يه چي مي شنوي
جبران همه اين سال ها كه در غار ديو سفيد چلك بست نشستم را خواهم كرد .
ما كه قرار نيست مثبت باشيم به درك ميريم مزه زنانگي را مي چشيم . 
بذار ما هم بريم در ليست سرقفلي داران زير پل 



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...