۱۳۸۵ شهریور ۲۴, جمعه

کلمه


فرمان نافذ خدا چون اراده خلقت چيزي كند به محض اينكه گويد موجود باش , موجود خواهد شد

انما امره اذا اراده شيئا" يقول له كن فيكون
می دونم اولین کسی که این هایی که می خوام بگم را می خونه خودشه
بهش میگم : شبت ستاره بارون
میگه : تو , نیز
حالا نه تنها این باشه , بیشتر تون این نقص فنی رو دارید . کلمات منفی راحت تر به زبان میاد تا مثبت! تا یک ساعت قبل داشت از مصیبت 11 سپتامبر می گفت
در دوهزار و شش سال بعد از میلاد , هنوز مردم متوجه تاثیر کلمات یا حتی افکارشون روی هم ومسیر خودشون نشده اند! الله و اکبر
حالا نقش تر از آزاده, من بود
قدیم تر کسی حالم رو می پرسید , تندی ابروها هشت می شد و با صدایی محزون: ای , < اینجا یک آه کوتاه > در ادامه : کم بد نیستیم
حالا تا ده دقیقه پیش صدای خنده ام تا اتاق بغلی می رفت بیایید خست نکنیم , با هستی وارد معامله بشیم . بدیم , بگیریم
چرا که نه؟
لبخند به هم , آرزوهای
صورتی طلایی , حنائی
آروزهای سبز
خنک
تازه
از جنس شبنم
باید انتخاب کنیم تیرگی یا روشنی ؟ من سوی روشنی رو می پسندم
ساده بگیم , ساده به هم نگاه کنیم و باور کنیم هم رو و دوستت دارم را دریغ نکنیم
هر چه به زبان میاری , انرژی اش وارد هستی و قصد خالق میشه و اون تجریه بعدی تو میشه
مواظب باشیم کلمات , زیرکانه اسیرمان نکنند
در آغاز کلمه بود
و کلمه
خدا بود
خدایا دل همه رو رنگین کمونی کن اما نرفتنی 

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...