۱۳۸۵ شهریور ۲۶, یکشنبه

من




وقتی از خشم فریاد میزنیم , توجیه این که دیگری مرا آزرده خوب است , اما حقیقت نیست
دیگری زخمی کهنه را درونمان بیدار کرده و مسئولیت کهنگی اش با او نیست
این ها زخم های  من است که تیر می کشد
انسان خدا رو باش !
از قرار خالق محترم در مورد من یکی شرط را باخته و

فقعوله ساجدین شامل حالم نمی شده
همون بهتر که ابلیس به امثال من سجده نکرد
بد بخت خودش چندین هزار سال عبادت کرد تا بالاخره سر از بهشت درآورد
من که خودم رو هم نمی تونم جمع کنم چه به عرش و فرش
تا اطلاع ثانوی شعارهای بی کنتور ممنوع

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...