۱۳۸۵ شهریور ۲۶, یکشنبه

من




وقتی از خشم فریاد میزنیم , توجیه این که دیگری مرا آزرده خوب است , اما حقیقت نیست
دیگری زخمی کهنه را درونمان بیدار کرده و مسئولیت کهنگی اش با او نیست
این ها زخم های  من است که تیر می کشد
انسان خدا رو باش !
از قرار خالق محترم در مورد من یکی شرط را باخته و

فقعوله ساجدین شامل حالم نمی شده
همون بهتر که ابلیس به امثال من سجده نکرد
بد بخت خودش چندین هزار سال عبادت کرد تا بالاخره سر از بهشت درآورد
من که خودم رو هم نمی تونم جمع کنم چه به عرش و فرش
تا اطلاع ثانوی شعارهای بی کنتور ممنوع

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...