خدا می دونست ما بی انرژی عشق روی زمین بند نمیشیم , عشق رو پدید آورد ,اما دست نیافتنی
بهش میگم بهتری میگه معمولی
خوابش نمیبره من می فهمم چی میگه , خودم هم به این درد دچارم
وقتی عاشقم نمی دونم یاد اون منو بیدار می کنه
یا اولین فکری که میاد فکر طرف مربوطه است
وگرنه , چشم تا باز میشه
انواع قبوض و چک و کارهای نیمه و ناتمام
از همه مهم تر اداره از ما بهترون و از همه بدتر شکست های احساسی به یادم میاد و تا آخر شب سگ اخلاقم
اما
اما از عشق که صبح ها طلایی و شب ها ستاره بارون تموم میشه
خدایا عشق را بر دل های ما حادث کن تا یکی , یکی این غزل معروف خدا حافظی را نخواندیم
خوب شد خانم ؟
مصیبت وقتی گروهی باشه دردش کمتر میشه
به یارو گفتند سیل اومد گوسفندهات رو برد . دست پاچه شد
طرف گفت : مال مش باقر و مش حیدر هم برده
گفت : اه ! خب شده دیگه
