۱۳۸۵ مهر ۶, پنجشنبه

خیانت

حالا ما یک خالی برای خلق خدا بستیم ، شما جدی نگیریید که نه رسالتی دارم نه کتابی و نه کشکی نه ادعای شیخی نه باگوانی
عزیزی دردلی کرده که فکر کردم جواب رو اینجا بدم شاید بهتر باشه
عزیزم : عمل خیانات بالنفسه برای وجود یک زن جزو برنامه ریزی های ژنی نیست که نه جسم نه عقل و نه روح بتونه باهاش کنار بیاد
تو همیشه با خودت درگیر خواهی بود و هاله ات را آلوده انرژی بیگانه می ‌کنه که اگه مردت فقط کمی با هوش باشه حس یکی دیگرو روی تو می‌بینه
مگه ما مال مردها رو نمی‌فهمیم ؟ اغلب صداش درنمیاد
مذهبی نیستم که وارد شرعیات بشم . عقیده خودم رو میگم . خیانت از هر طرف کثیف و آلوده است . تو ببین چه حسی در مورد کاری که می کنی داری ؟
یا همسرت رو دوست داری ، که نداری وگرنه خیانت نمی‌کردی . حالا هم که نداری خب ولش کن تلاق بگیر چرا خودت رو درگیر عملی کردی که باطنت باهاش درگیره ؟
تو مادری از اونجا برمی‌گردی خونه‌ات ؛ با هاله‌ای تهی از انرژی خودت و وجدانی قلمبه . بچه ها و بعد همسرت که تو رو زن خودش می‌دونه و باور دارند
جنگ روانی از همین نقطه تو رو نابود می‌کنه احساس و جسمت بین دو نفر تقسیم میشه با دو شخصیت متفاوت . می‌تونی بگی از نظر روانی تو آدم سلامتی هستی ؟
عشق و زندگی زیباست ولی تو قبل از همسرت ، مرتکب گناه و خیانت نسبت به خودت شدی
انسان ، آدم یا کاری رو به تمام می کنه یا اصلا نمی‌کنه
اون مرد همه چیز رو می‌دونه و باز تو رو در آغوش می‌گیره و به اسم عشق ( شهوت ) از زندگی دورت کرده ، تو فکر می کنی واقعا عاشقته ؟
خیلی کثیفه مردی که از دیوار مردم بره بالا یا زنی که از خودش و شرفش مایه برای دزد خونه‌اش بذاره
اون بچه‌ها به تو میگن مامان ، یا اصلا نباش . یا همه‌اش باش . به بچه هات خیانت نکن و آلوده نبوسشون
ولی بیرون از اون خونه که باشی ، مثل همه ی زنها مادر مقدسی

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...