۱۳۸۵ مهر ۴, سه‌شنبه

بادام تلخ



سلامي به طعم بادام تلخ
تلخ تلخ ولي نه كشنده كه به حد كافي تلخي هست كه نيازي به طعم سیانوور نباشه
زندگي اينجوریه ديگه , ما كه چهارچنگولي چسبيديم بهش و دست بردارش هم نيستيم بايد با همه چيزش بپذيريم
یک روزهايي مال ما نیست
و يك روزهايي هم مال ماست و هم مال خداست
يك روزهايي تنها مال ماست
و يك روزهايي هم نه روز براي ما و نه ساعت ساعت ما
یک روزهايي زندگي شيرين مثل عسل
و يك روز هايي كه تلخ مثل بادوم سوخته و يا دل سوخته . اصولا هر چي كه سوخته باشه و هنوز هم باشه
يك روزهايي گس دهن جمع کن و
يك روزهايي مانند مارمالاد
همينه وقتايي كه ياد بادام تلخي  
مارمالاد رونت يادت نره و هي غر نزن چرا اتاق كجه !
ما بلد نيستيم برقصيم . وگرنه اگه رقاص بوديم 
اتاق كج كه هيچي نوك سوزن هم مي رقصيم 
كافيه دلمون بخواد !


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...