۱۳۸۵ مهر ۷, جمعه

صبحت بخیر عزیزم



سلام ، صبح‌بخیر
فرقی نداره صبح اونور آبی ها الان به خیز صبح این ور آبی ها صبح شنبه بخیر هفته کهنه تموم شد
الهی شکر که یک هفته دیگه بی دردسر گذشت و با شما تنها نبودم
امیدوارم پیش‌بینی من درست باشه و
روز آفتابی ولی خنک اول پاییز رو شروع کرده باشید
و اگه یه کم گوش بدی صدای گنجشک‌ها رو از بین چنارها و کاج‌‌ها می شنوی و هم صدای مرغای دیگه
تو آينه به خودت سلام کن و اولین لبخند و بزن
بعد یک لیوان چای تازه دم یا قهوه صبحانه
الهی بازم شکر که تا اینجا خوب بود
اگه هفته رو خوب شروع کنی تا آخرش خوب پیش میره
اگه از اولش با غر و نق و ناله باشه تا آخر باید تلو تلو بخوری تا دندت نرم شه
پس سلام به صبح سلام به امروز و سلام به طبیعت ، به خورشید به درخت‌ها ، به اولین کسی که امروز می بینی یا به آبدارچی محل‌کار
سلام به سلامت و سلام به خنده
هر وقت هم کمی خسته یا محزون شدی سرت زو ببر کامل بالا و سقف یا آسمون رو نگاه کن و
چند نفس عمیق بکش

سلام صبحت بخیر نازنین



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...