۱۳۸۵ مهر ۵, چهارشنبه

شکرانه


سر راه که می اومدم سری به آزاده زدم
بساط شکرانه اش براه بود

فکر کنم 

اگه امروز هم کواکب رو رصد می کردم ، همه چیز سر جاش بود ؟
به گمونم که امروز
، روز خدا بود ؟

 

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...