۱۳۸۵ مهر ۵, چهارشنبه

شکرانه


سر راه که می اومدم سری به آزاده زدم
بساط شکرانه اش براه بود

فکر کنم 

اگه امروز هم کواکب رو رصد می کردم ، همه چیز سر جاش بود ؟
به گمونم که امروز
، روز خدا بود ؟

 

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...