۱۳۸۵ شهریور ۱۹, یکشنبه

بیا از خودمون خجل نباشیم




خانمی ایمیلی فرستاده که قسمتی اش رو کپی پیست می کنم . بعد هم جواب میدم


عشق یا نیازهای عاشقانه چیزی نیست که بشه در بوق کرنا کرد . اگر سهمت باشه پیداش میشه . چرا باید از خصوصی ترین احساسات یا نیازهای زنانه اینجا بگی ؟ تا بوده همین بوده مردها نامرد و زن ها تنها . اما مهمترین آن این است که ما حیا داشته باشیم زن های قدیم رو نداشتند از عشق حرف بزنند . تو فقط کم مانده نامه ای به دیوان لاهه بفرستی ؟ >ا

علت پیدایش گلی همین بود . اون موقع ها یک رفیق شفیقی به اسم قند علی به وبلاگ کیمیا می امد و همین‌ها را توصیه می کرد . من هم گلی را درآوردم . حالا کسی به گلی ایرادی نمی گیره .

دوم – عشق چه نیاز به حیا داره ؟
مگه عشق ننگ یا ناپاکه ؟
من مجسمه سازم . هر چه می‌سازم جفتند و به هم چسبیده
در ضمن اهل تفرش و هم ولایتی فروغ . آشنایان معتقدند من هم ژنی به اندازه او یا وقاحت دارم یا بی شرمم و یا یک تخته‌ام کمه ؟ وقاحت هم حدی داره
یک عمره داریم تاوان همین اخلاقیات پوسیده رو می دیم . چرا نیازهای انسانی که خدا درم قرار داده , باعث شرمم بشه ؟
کدام از شما اگه ترس همین اتهامات را نداشتید به قاعده من جسور نمی نوشتید ؟
شما مگر از خود شرمنده‌اید . یا عشق را گناه و ناپاک باور دارید ؟
خودت از بغل گرم و امن بدت میاد ؟
بدت میاد به شوق عاشقونه مقابل آینه بری و صد بار به ساعت نگاه کنی ؟
بدت میاد خوراکت رو با عشق و انتظار بپزی ؟
از چی بدت میاد که من حرفش رو زدم یکی مثل من همه را ذات طبیعی و حق انسانیش می دونه
یکی از پشت سرکوب های اخلاقیات پوشالی فریاد واویلا سر میده
آخ که اگه خانم می‌دونستی عشق بی مالکیت , در آزادی وسط همون بغل امن و گرم چقدر ما رو احیاء می کنه
آخ که اگه می دونستیم که این عشق چقدر خوبه . کفش آهنی پا می کردیم و شب ها به جای زار زدن برای نرگس می‌رفتیم دنبال عشق
هر کی می تونه فیلم
عشق - سکس - فلسفه ( آقای مخملباف ), رو ببینه


 

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...