۱۳۸۵ شهریور ۱۲, یکشنبه

instinct




دو تا کبوتر بالای کولر لونه ساختن
فکر کن اینها از بهار تا به حال دو بار جفت گیری داشتند و جوجه درست کردند
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ؟
حالا من کفتر می شدم بهتر نبود ؟
لااقل یه جفت با مرام داشتم , تا این طور وسط فرزندان ذکور این حضرت آدم زخم و زیلی , حیرون و سر گردون باشم
واقعا که از کفترم کم تریم که نه عشق می شناسیم , نه غريزه‌ انسانی داریم
البته این جماعت ذکور در این یک مورد بیشتر شبیه گرگ ها هستند. بابا یه ذره آدم باشیم
خیلی سخته ؟
کفتر یا قمری


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...