۱۳۸۵ شهریور ۱۲, یکشنبه

instinct




دو تا کبوتر بالای کولر لونه ساختن
فکر کن اینها از بهار تا به حال دو بار جفت گیری داشتند و جوجه درست کردند
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ؟
حالا من کفتر می شدم بهتر نبود ؟
لااقل یه جفت با مرام داشتم , تا این طور وسط فرزندان ذکور این حضرت آدم زخم و زیلی , حیرون و سر گردون باشم
واقعا که از کفترم کم تریم که نه عشق می شناسیم , نه غريزه‌ انسانی داریم
البته این جماعت ذکور در این یک مورد بیشتر شبیه گرگ ها هستند. بابا یه ذره آدم باشیم
خیلی سخته ؟
کفتر یا قمری


بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...