۱۳۸۵ مهر ۷, جمعه

راز عشق





بلاتکلیفی در عاشقی هم خوب نیست
نمی‌دونی باید سکوت کنی تا راز برملا نشه ؟
خب اگه بناباشه سکوت کنیم و اون نفهمه ، ممکنه اون هم دچار همین مشکل باشه ؟ ممکنه اگه سکوت تو شکسته بشه مسیر به بهترین شکل جریان پیدا می‌کنه
یا
اما ، این از اون یا های اما داره
یا طرف اصلا تو باغ نیست و شاید حتی مست تاکستان عشق باشه و گندش بدجور در بیاد؟ 
خیلی می‌خوره توی ذوق آدم نه ؟
آره اینه ؟ معلوم نشد باید به طرف حالی کنیم یا ساکت بشینیم با غرور زندگی کنیم؟
اما جهنمش درست وسط همین دوتا راهه.
من یاد زلیخا می‌افتم که دیگ وسوسه و عشقش جوشان بود و معشوق گریزان
جان من این کتاب یوسف در آینه تاریخ رو بخونید .
ترجمه ذبیح‌الله منصوری . 
صد رحمت به فیلم .... من که نصفه کاره شیطان رو لعنت کردم و انداختمش کنار


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...