۱۳۸۵ مهر ۸, شنبه

انسان خدا



نفخت فیه من الروحی
دمیدم از روحم در او
که البته در این جا منظور انسان است . چطور می توان روح الهی داشت و انسان خدا نبود ؟

روحی که بر اساس خلقت و تجسم خلاق در ما می تواند زندگی‌مان را خدای‌گونه کند او اراده می‌کند
به زبان می‌آورد و با اطمینان به شدن می‌گوید : 

موجود باش و موجود می‌شود
چند نفر از ما به این توانایی رسیده ؟

همه از اون در جهت منفی و ویرانی خودمان استفاده می‌کنیم
دید غلط و تاریک به زندگی باعث حزن انسان شده و او نمی‌تواند تصمیم بگیرد
نفس عمیق بکش
انرژی کیهانی در فضاست و باید آن را با تنفس عمیق فروداد و دوباره جان گرفت

انسان خدا ، 

مایوس نمی‌شود غمگین یا کثیف نیست ؛ او مبارزه می‌کند تا خود خالق زندگی‌اش باشد نه محیط و اخلاقیات پوسیده ی مذهب که تو را همیشه وابسته و محتاج دیگری غیر از خودت می‌خواهد
یک بت پرست که به همه چیز جز خود چنگ می‌زند و ذهنش دایم درگیر جهنم
است

انسان خدا
در جهت خلقت خود و زندگی زمینی و معنوی‌اش مبارزه می‌کند
بیایید انسان خدا را در وجودمان بیدار کنیم و 
صفات الهی را در خود پرورش داده تا به ابزارها و تکنیک‌های اشرف‌مخلوقات دسترسی پیدا کنیم
جهنم همین آتشی است که گاه در آن می‌سوزیم و بهشت لحظات خوبی‌است که شکرانه می‌دهیم

بیایید با هم انسان خدا را جستجو کنیم

هر کاری که می‌کنی از خودت سوال کن : 

خدا اگر بود چه می‌کرد ؟ 

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...