۱۳۸۵ مهر ۵, چهارشنبه

اهلی شدن


این ها رو اول نوشتم که بعدش بگم :
این همه درد انسان عصر تنهایی است.
چه موجودات غریبی هستیم!
چه قدر راحت جای عادت ها مون و حتی مسیر نگاه مون عوض می‌شه فقط چون به این اهلی بودنه احتیاج داریم
هنوز تلخی خداحافظی قبلی نرفته تو به یک صدا یک نگاه دیگه عادت می کنی !
این سیستم حیرت انگیزه وگرنه همه بعد از شکست های عاشقانه خودشون رو می کشتن ؟
ما نیروی حرکتی لازم رو داریم و همیشه می‌سازیم
که صبح از رختخواب بکشه ات بیرون

شب ها به شوقی پشت آینه بشینی و لحظه های
انتظار را همراه ثانیه ها هزار بار کنار پنجره تجربه کنی
اون موقع است که صدای ترمز چرخ های یکی با همه فرق داره و تو چند دقیقه زودتر ذوق می کنی .
به یک دلیلی شام می پزی !
غذات رو با عشق می پزی و طعم عشق می گیره و باز دری باز میشه و باز نگاهی
میگه : سلام

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...