۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

با تو چه کنم؟



بعضی چیزها به نظرات تخصصی احتیاج داره
در قائده هیچ عقل و شعور و مطالعه‌ای هم جا نمی‌گیره و بعضی از اون بعضی چیزها
به‌قدر تنوع و تعداد بالایی داره که به هزار بار تجربه زمین هم راه نمی‌ده تو بگی انشانی‌ت را شناختی
یا اصلا انسانی‌ت رو ولش کن
تو این اجناس متنوع تولیدی ذکور جناب آدم را بگو
تو هرگز با هیچ یک تکلیفت روشن نیست
می‌آی بر اساس آخرین تجربه به این یکی دیگه بی‌محلی کنی، مدلش از نوع توجه زیاده و سه می‌شه
به بعدی زیادی توجه می‌کنی، طرف شکارچیه و مدلش با دنبال شکار دویدن حال می‌کنه
دوباره سه که هیچی دنده قاطی می‌شه
می‌آی حد وسط رو نگه‌داری. اد می‌زنه و این‌یکی فوق رمانتیک از آب در می‌آد
می‌آی سیاس بشی و یک دفعه هم که شده خودت رو بچلونی و یه کارایی نکنی یا یه چیزایی نگی
وای طرف به سایه‌اش هم شک داره و می‌زنه دچار بد ترین حالت ممکن می‌شی
یکی دوست داره بهش ابراز علاقه کنند
یکی دوست نداره
خلاصه که اگر نصف این هفت میلیارد موجود مرد باشن
و نصف اون نصف در سن جمال و کمال باشن
و از این نصف، نصف‌شون آدم باشن
باز تو هزاران سال وقت نیاز داری برای شناختن این اولاد ذکور و اوناث آدم






کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...