
تا حالا به این فکر کردی که، در جهانی که از ضدین تشکیل شده
و خیر و شر معنایی ذهنیست و قابل تعریف نیست
ما چرا فکر میکنیم باید یک الگوی خیری برای خودمون بسازیم
که هم خدا رو خوش بیاد و هم خلق خدا
در جایی که همه خیر من برای دیگری شر میشود
من چطور به خیریت خود
عملم
رفتار و تصمیمات فیلسوفانهای که به خیال خودم میگیرم
مطمئن باشم
به عبارت لری
حالا خیلی لازمه
زندگی انقدر سخت باشه که آدم هر لحظه فکر کنه زیر ذره بین شماست و باید از یه پلی رد بشه
پلی بین من تا من. یا بهتره بگم از من تا من
خب پس برای چی آوردی این من؟
یادش بخیر دقایق نزدیک افطار که من دچار رعشة عرفانی میشم و دیگه طاقت ندارم و خل میشم
غلط نکنم دیگه داره نزدیک افطارم میشه
یا با همای سعادت
یا با جناب مرگ
خوبه باز آخر همه زندگی که نفهمیدیم بالاخره چیش درست یا غلط بود
به این یکی ایمان داریم که هست
مرگ تنها تجربة فوق سری برابر چشم
مثل رویا
تجربة کوتاه جهان دیگر
بسه دیگه معلومه از وقت خوابم گذشته و بهقول قدیما
خانم عاطفی قصهاش رو هم گفته و من به دریافت پارازیت کیهانی رسیدم