۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

زندگی را باید، کرد






زندگی یک مایا است
توهمی که ما به آن نام حقیقت جهان دادیم.
زندگی فاصله های بین یک عشق و نفرت است
یک شادی و غم
یا لحظاتی که دوست داری جاودانه‌اش کنی
و زمانی، می‌خواهی به زور قدرت از یاد ببریش
زندگی فاصله تولد تا مرگ
گاه زیبا و گاه بی‌رحم
وقتی که عاشقیم حقیقت این است
تو عاشقی.
عشق هم مثل لباس سایزهاش فرق داره. لارژ ترینش اونی است که برای ابد به خاطر می‌مونه
و کوچکترین‌ها همان رختان تنگ و نافرمی است که به زور به تن می‌کنیم
خوب‌رویان سنگین دلانند
سنگین دلان، خو‌‌ب‌رویانند
این همه رفتن و آمدن‌ها.
دوست داشتن‌ها و نفرت ها.
همه مجموع باوری است که ما درون خود داریم
خیر و شر تعابیر ذهنی است که ما به قدرت، عمل دادیم.
در طبیعت؛ نه چیزی زیادی، نه چیزی شوم و ناپاک است.
طبیعت‌مان همین این است و جهان خیر و شر ذهن ما
حالا میشه این مایا را جدی گرفت ؛ می‌شه با خنده از کنارش گذشت و تجربه کرد
می‌شه با این مایا یک عمر زندگی را نکرد
می‌توان کرد
منظورم زندگی بود
بی ادب


صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...