۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

نشانه‌های الستی



یک متن قدیمی به هر دلیلی امروز سه‌مرتبه بازشده و منم که مردة عوالم بالا و نشانه‌ها فکر کردم بد نیست دوباره بیرامش این‌جا
خدا رو چه دیدی؟
همیشه همین‌طوریا همه چیز از کف‌مون رفته
گفتم نکنه دوربین مخفی باشه و نمره بگیره، منم که عمریست خراب روحیة انسان خدایی این واحد رو بیفتم
برای همین با اجازة بزرگترها و کوچکترها
این‌ور آبی‌ها و اون‌وری آبی‌ها و ساکنین مقیم مرکز
مقیم استان مرکزی
همشهری‌های تفرشی
خب چیه؟ فرهنگ ما اینه
برای هرکاری باید به هزار آیا و باید و امکان داره نداره فکر کنیم
وگرنه ممکنه تا حیثیت پدر به‌دیدار باقی شتافته به زیر سوال بره. این‌که تازه وبلاگ است و عمومی
خلاصه که بعد از همه این صغری کبری‌ها متن قدیمی رو دوباره پیوست می‌کنم. باشد که خداوند از من راضی و به روز قیامت سر بلند در برابر باقی ایستاده باشیم
ای خدا فقط پاچه‌خواریم رو به روت نیار
پیشاپیش از شما سپاس‌گذاری می‌کنم



به خاطر بياور ((موقعى را كـه پـروردگـارت از پـشـت فرزندان آدم ذريه آنها را بر گرفت وآشكار ساخت و آنها را گواه بر خويشتن نمود (و از آنها پرسيد:) آيا من پروردگارشما نيستم ؟ آنها همگى گفتند: آرى گواهى مـى دهـيم
راوی معتبره
بی‌شک، این اتفاق افتاده
چون ما به خواب می‌ریم و آینده را می‌بینیم
آینده‌ای که هنوز تجربة فیزیکی نشده. من می‌گم خواب و خیال، یا همون تصویری که خالق به تجسمش گفت: کن فیکون . ما موجود شدیم
پس، این کشف اخیر و مهم منه
ما از فاصلة خلقت تا اکنون که وقت تجربة زمینی من رسیده، کجا بودیم؟
همه می‌گیم، کجا قراره بریم؟
اما از کجا اومدیم؟
می‌گفت در روز الست تمام خلق از آتش تسلیم گذشتند، غیر از کفار
ما همین‌طوری می‌دونیم هست.
مایی که الان اگر امام‌زمان پیداش بشه باید مدرک و سجلد بیاره تا کسی باورش کنه
اما از بچگی، فابریک باورش داریم
طی دو روز خونه دور سرم چرخید و کل ماجرا عوض شدخیلی چیزها معنای تازه‌تری گرفت
چیزی که عده‌ای فکر می‌کنند تناسخ یا رجعت اسمشه. عدالت الهی
هیچ معلوم نیست تا من نوبتم بشه و بشم سیب‌تلخ، توی کدوم گوری چه آتیش‌ها که نسوزوندم و الان اینجام
بعد یاد اتوپیا یا مدینة فاضله افتادم. خب همینه دیگه
از قرار پیش از اینجا حسابی حالش رو بردیم و تحمل نداریم اینجا بمونیم
جایی که انسان‌ها جفت‌هاشون را دیدن
منم این‌ها رو خوندم و شنیدم. این ایام ماه مبارک، خیر و برکتش به تمام به من رسید
اما نسبت بهشون یه حسایی دارم، مخصوص خودم
تصویری مثل قطعات پازل. به همان شیرینی
حالا می‌فهمم چرا بعضی‌ها خیلی که نه انگار زیادی آشنان و تو فراموشی گرفتی، طرف کی بود؟
خلاصه که فعلا در جستجوی جهان تازه گرفتار شدم
بد طور
حالاتا حالا فکر کردی از الست تا حالا کجا بودی؟
بین این دوجا گیر کردم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...