۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

جمعه با پای سیب



گوش کن
باد تو را می‌خواند
گوش کن
زمزمه گویان
تو را می‌خواند
و من می‌ترسم
می‌فهمم
وای
چه زندگی هنوزم زیباست
و چه خوشبختم که این‌طور چارچنگولی بهش چسبیدم
دیگه باید از خودم شرم کنم بگم خسته‌ام
من
هستم



نمی‌دونم شاید اینم ترفند جدید این جمعه باشه
فعلا بهترین مرحم شنیدن صدای خولیو است
و طعم گس قهوة نه تلخ و نه شیرین
تعویض لباس و تغیر نور اتاق
خب خوشبختی
به همین سادگی هاست
خوشبختی
طعم زندگی دارد
و زندگی زیباست

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...