۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

افتاده حالی


مردها وقت بیماری و بی‌پولی بیشتر به حضور دختران حوا نیاز دارند
مردهای رفته دو زمان سر و کله‌شون دوباره پیدا می‌شه
که البته به بعد از مرگ هر پاپ اعظم می‌رسه
و دوباره حاضر می‌شن حتی منتت را هم بکشند
باور کن
اول موقعی پیدا شون می‌شه که افسردگی گرفتن که یا از بیماری‌ست
یا بی‌وفایی
یا از ورشکستگی
تقویم رو می ذارن جلوشون و به ترتیب یکی یکی رو یاد می‌کنند تا بالاخره یکی به هدف بخوره
خب البته مرد در حال سقوط برای هیچ یک از دختران حوا زیبا نیست
ولی او با این‌ها کاری نداره.
فقط می‌خواد برای یکی ناله نوله کنه تا کمی انرژی بگیره و خودش رو بکشه بالا
خب پدر آمرزیده‌ها چه دردی‌ست؟
این دختران مهربان حوا که همین‌طوری‌هم مرحم خوبی برای تو بودن، چرا به وقت سرمستی و خوشی دنبال بچه مدرسه‌ای می‌گردی و اشکشون رو در می‌آری؟
ولی برای ناله نوله به یک دوست هم سن و سال نیاز داری؟
نتیجه‌اش گاه ممکنه
به قیمت جان تمام بشه
البته خیلی از اولادان ذکور بانوحوا در مرز از کار افتادگی، تازه هوای دلبر جوان می‌کنند
که این هم عاری از حکمت روانشناسانه نیست
اون‌ها با خرید توجه لعبتکان ماهرو به روی خودشون نمی‌آرن که در حال افتادن‌ند
آدم افتاده دیگه نمی‌افته
چون قبلا
افتاده


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...