۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

سلامی دوستانه


با این‌که از صبح و ظهر سرهم گذشته
ولی باید این‌بار سلامی به شکرانه داد
سلامی به زهرا
به همراه خاموش صبح‌ها که تازه امروز پرده براندخته و رخ عیان کرده
سلام به تمام عطر دوستی‌ها
هم‌دردی‌ها و هم دلی‌ها
سلام به تنهایی‌های هم‌رنگ و غیر قشنگ و حتا گاه قشنگ
انگار یهو همچی یه ه ه ه ه ولتاژ بالای انرژی بهم رسید
باور کن خیلی حس خوب و تازه‌ای‌ست
اولین ورودی هر صبح من بین هفت تا هشت می‌آد
دومی و سومی و چهارمی از هشت و نیم تا نه می‌آن
باور کن من هیچ یک را نمی‌شناسم
اما به دیدن آی‌پی‌هاشون چنان عادت کردم که در کانتر دنبالش‌ون می‌گردم
ورودی سازمان مهندسی و عمران
ورودی دانشگاه اصفهان و دانشگاه شاهرود
ورودی ایران خودرو. البته این‌جا دو پای ثابت و قدیمی دارم و یکی تازه که البته آخری نا شناس نیست
ببین کار مشخصات‌مون به عدد آی‌پی‌ها رسیده
این‌ها طی روز می‌آن و هنوز هم برام نا آشنا هستن ولی اصلا مهم نیست
یکی دوست داره منو بخونه چون حس نزدیک یا مشترک با هم داریم
نه تنها با یکی. بلکه با خیلی‌ها که خداوند انسان‌ها را هم‌چون مرغان و دیگر مخلوقات گروه گروه آفرید
این‌جا به تک تک شما تعظیم می‌کنم و سلامی بلند و رنگین کمانی به باد صبا می‌سپارم
بلکه به شما رساند


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...