۱۳۸۶ شهریور ۲۵, یکشنبه

جنت


جدی که دل خوش سیری چند؟
با همه شماهایی هستم که با من تماس دارید؟
مثلا خرسند. می‌گه: گاهی بهت حسودیم می‌شه. اون جا که تو هستی .......... الی آخر. بفرما این بهشت مال شما. بیایین ببینم چقدر در تنهایی این بهشت را دوست دارید. تازه این که چیزی نیست. خدا با اون‌همه عظمت و اهن و تلوپش نتونست این آدم در به‌در را تنها در بهشت جا کنه
صبح تا شب با خودت بلند بلند فکر کنی و گاهی یواشکی حرف بزنی و فقط خودت را ببینی و خودت را درک کنی به چه ماند؟
به زندگی در عین بخت‌یاری؟
مال هرکی که می‌خواد.
وقتی حتی جرات نداری آرزویی کنی و از خدا چیزی بخواهی که مبادا از اینی که هست خراب‌تر بشه
فکر کردی این جنو پری‌ اینجا الکی جن و پری شدن؟
باور کن این‌ها هم در روز نخست که به اینجا رسیدن حتما از دست سایه‌های پشت سر رمیده بودن و از شدت تنهایی
غیرارگانیک شدن. خدا را چه دیدی. شاید روزی هم منو اینجا پیدا نکنی. یا بدل به حیاتی نباتی و یا موجودی بی‌بدن شده باشم ‌

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...