۱۳۹۴ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

سوزنی برگ‌ها



تو اگر دستت به چیدن گلی برسه
یا اگر به آزار موجودات بی‌گناه، هم‌چون حیوانات
یا حتا قتل یک درخت
همانی خواهی بود که به هیچ چیز احترام نداری
نمونه‌اش شخصی که بر صدد قتل برگ سوزنی‌ها برمی‌اد و این منم که باید عاقل باشم
دو درخت کاج چند صد ساله در حیاط خونه است و من می دونم زیرش چه قیامتی برپاست
طبق تحقیقات نمی‌تونه زیرش گیاهی دربیاد و رشد کنه
به‌قولی یه چیزی توسط برگ‌ها وارد زمین می‌شه، هم‌چون سم  
که زیر درخت رو به بیابان لم یرزع بدل می‌کنه
البته فقط زیرش
نه کل حیاط
و چه هراسی به دلم افتاده از بابت   ... فلان و اینا که هیچ باکی‌ش نیست از 
قتل  یک نفس 
دو روزه حالم خوش نیست مبادا درخت‌ها رو بندازه
می‌ره و می‌اد و بهونه می گیره و من پشت شهرداری پنهان می‌شم:
- نه . مگه می‌شه درخت بندازی؟ شهرداری کلی جریمه می‌کنه و من نیستم
ولی حقیقت نه از باب جریمه که این دو شناسنامه‌ی این خونه است
روح این زمین و یادگار پدر 
و چه وحشت‌ناک می‌شه هم‌زیستی با کسانی که ذره‌ای رحم و مروت ندارند
بعد تو می‌تونی منتظر هر چیزی باشی
و این  همون احساس اضطرابی‌ست که از بچگی  در این خونه دارم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...