۱۳۹۴ فروردین ۲۳, یکشنبه

آقتاب پزون






دیروز خوش‌حال بودم بارانی و ابری‌ست
گزارشگر خبر گفت:
 امروز هم ابری و بارانی‌ست
ته دلم شاد شد، زیرا
داریم به سمت گرمی می‌ریم و از این پس هر روز ابری  قنیمت می‌شه
صبح یه نموره ابری بود و تا حالا که به‌کل آفتابی‌ست
خوشی‌م خط خورد
این آفتاب از حالا به بعد برایم دوست نداشتنی‌ست زیرا 
اجباری و اضافه می‌شه
همین حالا هم هنوز این آفتاب در چلک دوست داشتنی‌ست 
زیرا اون‌جا تا تیر ماه نهایتن بشه تا سر ظهر آفتاب رو دید
بعدش هر چه بر دریا تابیده، ابر می‌شه و می‌آد بالای سر ما جمع می‌شه
و خورشید می‌شه حسرت
  ایراد زیر سر آفتاب نیست
مقصر منم که همیشه همه چیز رو بر عکس دوست دارم
اونی که هست رو نمی‌خوام 
ولی اونی که نیست رو با تمام وجودم می خوام
تا هنگامی که نیست

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...