۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

حواسش پرت


شکر خدا
گوش شیطون کر
چشم شیطون کور
حواسش پرت
خوبم
گفتم یه وقت نگرانم نشده باشید
که خوبم و انرژی کار از کله‌ی صحر بالا و
و مام به کار قلمزنی، مسرور
دل‌هاتان شاد
از غم آزاد
شوق‌تان به‌سان، سبزه‌زاری 
در دستان باد

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...