۱۳۸۶ مرداد ۳۱, چهارشنبه

ملکوت ناب


بچه راست می‌گه. گاهی گرفتار این تردید می‌شم که چرا بازی راه انداخت؟ چه نیازی داشت به حسادت ابلیس؟
چرا ابلیس بهش می‌گه« تو منو فریب دادی» ؟
خالق چه نیاز به فریب مخلوقش داشت
مگر نه اینکه حکم آنچه تو گویی؟
باهم سر ما شرط می‌بندن. فکر کن! اشرف مخلوقات وسط میز قمار؟ با کی؟
ابلیس. استخفراله


در روز ششم زمین کامل شد و اراده به خلقت آدم کرد. اگر به زمین گفت باش که ما درش زندگی کنیم، دیگه بیرون اندختنمون از بهشت چه حکایتی بود؟
ما که از اول قرار نبود در بهشت بمونیم؟
شاید هم بهشت همین زمین زیبا باشه؟
پس مفهوم رانده شدن و سیب گاز زدن چی می‌شه؟
بالاخره ما گناه‌کاریم یا نه؟

شاید فکر کرده آسایش و سعادت باعث بی‌عاری‌مون می‌شه، گفت یه کاری به دست‌شون بدم که اون پایین ول نگردن؟

هیچ چیز هم که بی‌اراده او نمی‌شه. حتی افتادن برگ از درخت. پس بازخواست و قیامت چه حدیثیه؟
اشتباه نکنی و بگی کافر شدم. هرگز
دارم آدرس ملکوت و بهشت رو به تو نزدیک می‌کنم و گرنه کمی فکر کنی، همه‌اش جواب داره

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...