۱۳۸۶ مرداد ۱۱, پنجشنبه

شتر در خواب بیند پنبه دانه


زندگی رویایی است که چون خیال بودنش را نمی‌دونیم؛ زیادی جدی گرفتیم
از خودمون توقع داریم. از تو از اون از همه انتظار داریم
سخت می‌دویم؛ سنگین دراز می‌کشیم؛ مثل مرده
شبها پی چیزی که خواب عمیق مرگ تو را ببرد
این زن و شوهرهای جوان را که می‌بینم دلم براشون می‌سوزه
خیال می‌کنند؛ از هم خوششون میاد. گاهی حتی تصور می‌کنند عاشقن
بعد، ازدواج کنن تا بهم عادت کنن
رویا جایی تموم می‌شه که، ماجرا چیزی که خیال کرده بودن نبود. بهم غر می‌زنن. از هم عشق نمی‌گیرن
یک عادت خسته کننده که باید در خفا فکری براش کرد
خواب در رویا با خیال همه زندگی را حدر دادیم

بوي جوی مولیان