۱۳۸۶ مرداد ۱۵, دوشنبه

توهم جهان


وقتی می‌پذیرم، باورهای من جهان را تعریف تجربه‌اش می‌کنم. تازه یاد ‌گرفتم بیش از هر چیز مواظب خود و احوالاتم باشم
البته اگر قصد تغییر در اوضاع باشه
منم که اصولا با هر تغییر موافق و هستی هم که در حال حمایت از رشد
تنها کاری که از دستم برمیاد، مواظبت از ذهن فریبکار خودمه. که از یک سکون طبیعی؛ بلا یا فاجعه نسازه
به حد کافی بازار من بیچاره و منه حیوونی بدبخت، داغ هست
سایه و خنکی رو بیشتر دوست دارم و از بازار و داغی به‌دور می‌مونم تا
یک قدم از جهنم دور باشم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...