۱۳۸۶ شهریور ۳, شنبه

خبر اول


خب برای اینکه من آزادی‌های گلی پشت همین کلمات به‌قول شما واژگون شده را دوست دارم
گلی در بند ما و منی نیست. از چیزی خبر نداره که بخواد بترسه. پس آزادانه با پای برهنه روی چمن‌های خیس کودکی می‌دود و و من نفس عمیق می‌کشم
بر خلاف نظر شما هرگز اعتقاد نداشتم، بچه‌ها نمی‌فهمن. خیلی هم خوب می‌فهمند. فقط مورد استفاده‌های آنها را نمی‌شناسن
و اگر در هر سنی گذاشتی کودک درونت لب باز کنه و حرف بزنه، با خود جدیدی روبرو می‌شی
بر خلاف شما معتقدم، چون سن روح تغییر نمی‌کنه، همیشه مسیری در جریانی کودکانه و ثابت را تجربه می‌کنه
فقط ارقام چهره و شناسنامه است که بالا می‌ره نه سن روح
روحی که زمانی کودک بوده، همچنان هم کودک است
خبر اول، کودک است

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...