۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

آتو پزون





من‌که از اول گفته بودم این‌کاره نیستم
الان هم چیزی تغییر نکرده و ترس برادر مرگه
فکر کن وقتی هفته‌ای یکی‌ دوبار در صفحه‌ی آمارهای ورودی وبلاگ می‌بینی یک بی vpn  و فیل کش وارد صفحه‌ات می‌شه
ابتدا چهارستون بدنت به لرزه می‌افته و سپس بند بند وجودت کش می‌آد
می‌فهمی یکی دنبال اینه ازت آتو بگیره
و همه هنر من این‌جا به اینه که بنویسم بی‌خطر
حرف بزنم بی‌دردسر
بعد از اون‌همه کیسه‌ای که در وزارت فخیمه‌ی ازما بهترون به تن خودم و کتاب‌هام کشیدن
یعنی باید عقب افتاده ذهنی باشم دلم دلاک بخواد
سی همین خواستم خدمت این مامور شریف عرض کنم:
قربان صابون شما پیش‌تر تنم را نوازش کرده، انقدر به خودت زحمت نده تا این‌جا بیای
من اصلا ژنی سیاسی بنویس و بفهم  نیستم
همه ذوق من گیر دادن به خداست
که اون هم وکیل و وصی نمی‌خواد




کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...