۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه

فرشته‌گون




در یکی از صفحات فیسبوک مشغول شب‌گردی بودم که چشمم به این افتاد
همون لحظه‌ی اول بد فرم مهرش به دلم نشست
اول سیو و بعد گذاشتم‌ش این‌جا تا درباره‌اش با خودم وارد گفتگو بشم
یه حسی در این بوسه هست که بی‌حد برای من دوست داشتنی‌ست
با این‌که می‌دونم، ماده‌ای بی‌جانه
 با این‌حال این بوسه خیلی صحیح به نظر می‌رسه
بیشتر  نگاه کردم ، 
صورت فنجان معصومه، پاکه
لب‌ها با احتیاط به پایین رسیده
هرزگی و شهوت درش نیست
حمله‌ور نیست
به آهستگی و در آرامش در اینک حضور داره
نه در ذهن
گو این‌که عاری از زندگی، با این‌حال فرشته‌گون‌ند














خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...