۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

همراهی عاشقانه






ما که از قدیم خودمون نزده می‌رقصیدیم
وای به حالا که وسط دیسکو خونه داریم
همیشه همین‌که چشمم باز می‌شه و می‌بینم هوا ابری‌ست دو برابر یخ می‌کنم
وقتی از تخت می‌کنم و می‌بینم داره بارون می‌آد، به درصد یخ‌‌زدگی‌م افزوده می‌شه
و وای از زمانی که با طبیعت سپید پوش روبرو بشم
بهترین گزینه بازگشت به تخت‌ است
اما از وقتی پریا رفته این‌ها چندین برابر و شکل تازه‌ای به خود گرفته
تا هوا سرد می‌شه و ابری عزا می‌گیرم که وای این‌جا که این‌طور سرده، بی‌چاره پریا
چی می‌کشه در سرمای وین!!!
این همان عشقی‌ست که ما در جنس دوپای مخالف جستجو می‌کنیم
از من گذشتن و به او رسیدن
همه او شدن
نچسبوندمش به سینه‌ام بنشینه کنارم تا خیالم راحت بشه
گذاشتم پر بکشه، ولی مدام همراهشم
به همین سادگی




صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...