۱۳۹۳ فروردین ۵, سه‌شنبه

وقت آن شد که بیایی

 







هزاره‌هاست گیسو به رویا سپرده‌ام
که بیایی
رخت‌های سپید انتظار  پهن است و 
انارها رسیده
 تا ترک برداشتن 
راهی نیست
وقت آن شد که بیایی
راه‌ باز و امید بسیار
من هم رسیده‌ام
به شناخت تو 
از بین هزاران سر
به سپیدی گیسوانم نمی‌اندیشم
که از هنگامه‌ی بلوغ 
به انتظارت نشسته بودم

ای نیمه 
کجایی؟



خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...