۱۳۹۳ فروردین ۵, سه‌شنبه

وقت آن شد که بیایی

 







هزاره‌هاست گیسو به رویا سپرده‌ام
که بیایی
رخت‌های سپید انتظار  پهن است و 
انارها رسیده
 تا ترک برداشتن 
راهی نیست
وقت آن شد که بیایی
راه‌ باز و امید بسیار
من هم رسیده‌ام
به شناخت تو 
از بین هزاران سر
به سپیدی گیسوانم نمی‌اندیشم
که از هنگامه‌ی بلوغ 
به انتظارت نشسته بودم

ای نیمه 
کجایی؟



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...