۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

یاس جانماز مادر


حمد به خدای خالقین که هنوز یه امیدایی هست، انگار
هنوز یه نقشه وو نشونه‌های معطری هست، انگار؟
می‌شه آدرس یه چیزای خوبی داد
گوش کن ببین جناب افتخاری چه قشنگ
خروارها قشنگ از قشنگ می‌گه. از یک بغل امن و فراخ به نام جانماز مادر
دو تا گلدون، یه گلاب‌پاش یه کتاب رو رحل چوبی
مشت یاسی که می‌ریزی
روی جانماز مادر
گل مریمی که روزی روی سنگی می‌شه پر پر
توی آینه نگاه کن می‌گه:
فرصتی نمونده
می‌گه : خوش‌بحال اون‌که آیه های عشق رو خونده
وای الانه است که نفسم حبس بشه و از یاد عشق
از یاد زیبایی و سادگی بالا نیاد
چطور می‌شه این همه قشنگ را تجسم کرد و آروم گرفت؟
خوب من
چشمات رو وا کن
روبروت آبیه دریاست
روبروت غرق ستاره است
شهر خورشیدی فرداست
چی می‌مونه توی دنیا
غیر یه بدی یه خوبی؟
می‌بینی ما همه می‌دونیم چمونه و چی کم داریم و چی می‌خوایم
اما چه دردمونه که نمی‌تونیم بخوایم؟
خوب نمی‌تونیم دیگه، این‌ها همه آرزو خاطره‌هایی در دور دست بود
زمانی که چادر نماز مادر حرمت بهشت را داشت
ما بلدیم و کم داریم و مثل مشهدی‌ها
مودونوم و نموگوم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...