من شبم، اما خنک
از باد زنگ شروع میشه
.
.
تا از پنجره عبور میکنه و
.
.
.
از من میگذره
یهکمی هُرم گرما داره
تاب میآرم. میدونم رعدها میگه
بزودی
بارون میزنه و خنک میشه
آخ اگه بارون بزنه
خب سر و ته زندگی همین امید و نگاه به کمی اونور تراست
باور، باران، در راه