۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

عمل یعنی تفکر، انتظار




عمل یعنی تفکر، انتظار، حتا در سکوت چشم به نقطه‌ای دوختن و منتظر چیزی خاص نشستن، برای هدفی خاص رفتن، دویدن، سعی کردن
در حالی که بی عملی با هیچ یک ربطی نداشت و مصرفی این جهانی نیست
بی‌عملی یعنی کاری که تو و همه ازش فرار می‌کنیم
می‌تونی یه گوشه بشینی و هیچکاری نکنی، نه کلافه بشی، نه منتظر چیزی، صدایی، ادراکی
هیچی
خودت را تلاق بدی؟
سه تلاقه و آزاد از هر چه که ذهن هر لحظه به روز می‌کنه و تداوم می‌بخشه
سال‌های 67 و 68 وقتی می‌خوندم با بی عملی می‌تونی دنیا رو متوقف کنی
فکر می‌کردم نتیجة بی عملی یعنی« یهو چشم بازی کنی و دیگه دنیایی که هر روز می دیدی را نبینی»
هیچی سر جای خودش نباشه و می‌رسیدم به جملة معروف هندی که می‌گه:
دنیا سراب آهه ه ه خیال آهه ه ه
یا فکر می‌کردم نخواستن چیزی که می‌خوام" سرکوب " یا نرفتن مسیری که باید می‌رفتم
و خیلی از آدرس‌های ذهنی که دم دست داشتم
حتا باعث شد به لحظة آفرینش فکر کنم. لحظه‌ای که به هیچ صرف گفت باش، به اراده‌اش بر تداوم شکل و طرح هستی
و کافی بود به مشخصات قرآن خواست خالق از هستی برداشته بشه
تا ببینیم چطور جاذبه می میره و زمین هم‌چون رشته‌های پشم تنیده از هم جدا می‌شه
و این ذرات دوباره از هم متلاشی می‌شن
همان مشخصه‌ای از قیامت که تا اون موقع درک کرده بودم





خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...