۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

خدا قسمت رفقای مهاجم کنه


از دیشب هنوز نتونستم بخوابم
قلبم سخت دردناک و ذهنم پریشان و تورم بی‌کسی باعث جنونم شده
یه نموره هم که می‌خوابیدم، با کابوس می‌پریدم


کارما یعنی بازگشت همین احوالی که دوستان و عزیزان برایم ساختند
عمرم حرام شد به‌جای خود
نخ زندگی‌م از دستم رفت که خدا قسمت رفقای مهاجم کنه


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...