۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

دلم گرفته



خب
با این‌که حسابی کار کردم و امروز فقط نوشتم و روی این مود بودم
و باید از خودم کلی راضی باشم که
تونستم یه‌گوشه بشینم و کار کنم اما


دلم گرفته
دلم بدجور، سخت و تنگ گرفته
از باور خیلی چیزها
از خیلی چیزهایی که باید بود و نیست
نباید بود و هست
دلم گرفته
تلخ و تنگ و گُر گرفته
هم
گرفته


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...