۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه

بیا امیدی بسازیم



زندگی بند، یک امید
حتا اگه شده یکی، یه ذره، یه نخود، یه اتم
همین یه، یک یعنی چگونگی باز و بسته کردن چشم‌ها و برداشتن قدم‌هاست
باید قدم‌های پر امید تری برداریم تا بتونیم در این جهان زندگی کرده باشیم
نه جزو بازنده‌ها و افسرده‌ها بودن
بی‌شک با این همه امکانات موجود در هستی می‌شه هر یک کاری برای خود بکنیم
امیدی بسازیم
طرحش را کامل کنیم
باورش داشته باشیم و
به انتظارش باقی مسیر را درست بریم
باید امیدی برای فرداها ساخت که این تنها حقیقت ماست
سفر کوتاه و هر لحظه ممکن است لحظة وداع در راه باشد
بیا امیدی بسازیم که راه کوتاه‌تر خواهد شد، بی‌امید


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...