۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه

بیا امیدی بسازیم



زندگی بند، یک امید
حتا اگه شده یکی، یه ذره، یه نخود، یه اتم
همین یه، یک یعنی چگونگی باز و بسته کردن چشم‌ها و برداشتن قدم‌هاست
باید قدم‌های پر امید تری برداریم تا بتونیم در این جهان زندگی کرده باشیم
نه جزو بازنده‌ها و افسرده‌ها بودن
بی‌شک با این همه امکانات موجود در هستی می‌شه هر یک کاری برای خود بکنیم
امیدی بسازیم
طرحش را کامل کنیم
باورش داشته باشیم و
به انتظارش باقی مسیر را درست بریم
باید امیدی برای فرداها ساخت که این تنها حقیقت ماست
سفر کوتاه و هر لحظه ممکن است لحظة وداع در راه باشد
بیا امیدی بسازیم که راه کوتاه‌تر خواهد شد، بی‌امید


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...