۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

یه چیزایی





یه چیزایی
لازم دارم که شدیدا کم دارم و بهش نیازمندم
یه چیزایی ساده، ولی نه دم دستی
یه چیزایی قشنگ
خوش رنگ
مثل یه آهنگ قشنگ
البته آهنگ کمه، اما
خودش یک قلمه
باید یه چیزایی رو به زندگیم بیارم که باعث انگیزه و خوشحالی‌م بشه
باید باور کنم این آخر راه نیست
بازنشستگی هم نیست
اما بازخریدی‌ست



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...