۱۳۸۵ مهر ۲۱, جمعه

مناجات قدر

خداوندا ببخش ضعف‌های کوچک و بزرگم را
تو کریم و بخشنده‌، من کوچک و خار
تو ببخش
خداوندا جاهلم جهلم برابر بزرگی‌ات ناپیداست
ببخش جهل‌های کوچکم را، ای ستار عیب پوش
به قلم زرین نگار سرنوشت‌ها را
به فال نیک ، به یمن خوش ، به ساعت مسعود. که
تو رسام عالمی و جهان رسم خط تواست
خداوندا ضعیف و ناتوانم
دست گیرم
ای سرورعالم
کودکم ولی صغیر نی‌ام
جز کنار تو که ولایت عشاق را تنها توراست
ای انگیزش هستی
ای عطر خوش شوق ، ذوق‌ ، کودکی و عشق

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...