۱۳۸۵ آبان ۱, دوشنبه

فطر


یک ماه خودمون رو محکم گرفتیم که دودمان بر باد ندیم. حالا کی چه‌قدر سفت گرفته، با خودش
اما تهش ، یک حالی می‌مونه که اسمش رضایت از خود و اراده‌ای که خرج کردیمه

خیلی این یکماه رو حال کردم
حتی با اداهایی که به خیال خودم در آوردم که سیم‌هام وصل بمونه و هم‌چنان حالش رو ببرم

حالا با رفتنش نباید ورق برگرده و دوباره گرگ‌ها بزنه بیرون

حال سال بعد همه‌اش مربوط به کاری است که طی امسال می‌کنیم و راهی که می‌رویم
نباید با آمد و رفت این ماه‌ها ارتباط ما قطع بشه
او درون ما خانه دارد و نباید باور داشته باشیم از او دور می‌شویم. چه این ماه چه هر ماه دیگه

عید مبارک

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...