۱۳۸۵ مهر ۲۱, جمعه

سجود



این غروب نه غروب جمعه است و نه غروبی دلگیر
اما غروبی خاص است
غروبی عاشقانه ، کودکانه ، خالصانه
سرشار از عطر و طعم کودکانه
نزدیک‌ترین غروب از من تا من
از من تا او
غروبی بغض آلود
نه بغض درد
که بغض یک ساجد
بغضی ساده و بی ریا
نه برای خودت
بغضی ناخودآگاه عاشقانه

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...