۱۳۸۵ مهر ۲۱, جمعه

سجود



این غروب نه غروب جمعه است و نه غروبی دلگیر
اما غروبی خاص است
غروبی عاشقانه ، کودکانه ، خالصانه
سرشار از عطر و طعم کودکانه
نزدیک‌ترین غروب از من تا من
از من تا او
غروبی بغض آلود
نه بغض درد
که بغض یک ساجد
بغضی ساده و بی ریا
نه برای خودت
بغضی ناخودآگاه عاشقانه

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...